ا ر ا ذ ل - و - ا و ب ا ش

 

13:30 - خانه - پنج شنبه - 6/8/89

 

ا ر ا ذ ل - و - ا و ب ا ش

 

رویاشون رو توی فرهنگسرا دیدم چهار پنج سال قبل تر ها ...خیال باطل

خیلی زود بُر خوردیم با هم وبعدش هم که دوتایی رفتیم کلاس های راهنمای تور و بعدترش هم شدیم رفیق فابریک هم و از اونا که جیک و پیک شون پیش هم دیگه است ..

لیلاشون رو فروردین همون سال توی برنامه های تور نوروزی دیدم و مریم رو هم همین طور بعدترها ..

در برهه هایی هم با هر سه تاشون جدا جدا کار کردم به عنوان همکار یا دوست ..

حالا گیریم یه موضوعی هم پیش اومد این وسط ها همون دو سه سال قبل تر ها که شد مایه ی دلخوری واسه هر چهارتامون منتظر ولی هنوز از بهترین دوستام بودن و هستن ..قلب

هنوز هم که بخوام 10 تا آدمی رو که دوست داشته باشم اسم برده باشم ، محاله این سه تا اراذل و اوباش و بچه پر روهای  خودشکوفاهای رو جا انداخته باشم !نیشخندهورا

 

یکماه پیش که رفتیم با لیلا پایتخت تا لپ تاپ رو گرفته باشیم ، حامد بهش زنگ زد تا آمده باشد او هم و دیده باشمش من هم و به انتخاب لیلا آفرین گفته باشم ...تشویق

امروز وبش رو که می خوندم ، دیدم نوشته پیوند آسمانی شان را بسته اند ..ماچ

خوشحالم همان جوری که دوست داشتید شد ..فرشته

تبریک میگم بهت و برات آرزوی بهترین ها را دارم دخترجان ! بغل

به حامد سلام برسان ...مژه

 

/ 0 نظر / 4 بازدید